|
فروشگاه سموم گیاهی کوهدشت طرقبه کشاورزی ، گیاهپزشکی و (IPM)
| ||
|
آموخته ام که : آموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه. آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت. آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم. آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی. آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است. آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند. آموخته ام ... که پول شخصیت نمیخرد. آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند. آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم. آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد. آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد، نه زمان. آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد. آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهدکرد. آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم. آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 6:56 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
علائم بيماري لكه موجي يا سوختگي زود رس گوجه فرنگي : عامل بيماريزا، قارچي با نام علمي Alternaria solani مي باشد. اين قارج ساقه ها ، برگها و ميوه هاي گوجه فرنگي را آلوده مي سازد. اين بيماري در خزانه موجب مرگ گياهچه مي شود. روي برگها لكه هاي قهوه اي مدور و اغلب احاطه شده با هاله زرد ظاهر مي گردد. لكه هاي برگي معمولا" ابتدا در برگهاي پير ظاهر مي شوندو به سمت بالا پيشروي مي كنند. با توسعه بيماري قارچ ممكن است ساقه ها و ميوه ها را آلوده سازد. لكه هاي روي ميوه شبيه به لكه هاي روي برگها به رنگ قهوه اي با حلقه هاي متحدالمركز تيره مي باشند. اسپورهاي تيره وپودر مانند از اين لكه هاي حلقه مانند توليد مي شوند. با ذره بين مي توان اسپورهاي روي لكه را مشاهده نمود. ادامه مطلب [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 10:11 قبل از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
حمايت از مصرف محصولات سالم
حمايت از مصرف محصولات سالم
، مهمترين ابزار تشويق کشاورزان به توليد و عرضه محصولات سالم است محصولات کشاورزي در طول فصل زراعي توسط جانداران مختلفي مورد حمله قرار مي گيرند اين جانداران به نوبه خود توسط جانداران ديگري خورده مي شوند. به عبارتي ، طبيعت خود تعادل لازم را بين عوامل مختلف ايجاد مي کند. وارد شدن سموم شيميايي به بخش کشاورزي و با هدف حفظ محصول در چند دهه اخير نتوانسته است الگوي پايداري را ارائه دهد، زيرا: سموم شيميايي اگر چه تحت نام آفت کش ، قارچ کش ، علف کش و امثال آن توليد و به فروش مي رسند ، ولي در واقع همگي زيست کش هستند و زماني که وارد محيط شوند، همه جانداران را نابود مي کنند وبراي سلامتي انسان هم مضر هستندعلفهای هرز نیز مشکل مهمی در مزارع برنج به وجود آورده است که روشهای مختلفی برای مدیریت آن وجود دارد. ادامه مطلب [ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 9:2 قبل از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند. وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش به جستجوی آب و خاک برخاستند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کند. شیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید:" چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای!؟"
ادامه مطلب [ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 9:23 قبل از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت . پدرش جعبه اي ميخ به او داد و
گفت هربار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول ، پسر بچه ۳۷ ميخ به د يوار كوبيد . طي چند هفته بعد، همانطور كه
ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند، تعداد ميخ هاي كوبيده شده به
ديوار كمتر مي شد. او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسان تر از كوبيدن ميخ ها
به ديوار است ...
بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد. او اين مسئله را به
پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر بار كه مي تواند عصبانيتش را كنترل
كند، يكي از ميخ ها را از ديوار در آورد.روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخ ها
را از ديوار بيرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار
ديوار
برد و گفت
:پسرم ! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي. اما به سورا خ هاي ديوار نگاه كن . ديوار ديگر مثل گذشته اش
نمي شود. وقتي تو در هنگام عصبانيت حرف هايي مي زني، آن حرف ها هم
چنين آثاري به جاي مي گذارند. تو مي تواني چاقويي در دل ا نساني فرو كني
و آن را بيرون آوري . اما هزاران بار عذرخواهي هم فايده ندارد . چون آن
زخم سرجايش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است!!!!!
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 11:41 قبل از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود كه يك قايق
كوچك ماهيگيري از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهي بود. از مكزيكي
پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تا رو گرفتي؟ مكزيكي پاسخ داد:
مدت زيادي طول نكشيد.
آمريكايي: پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟
مكزيكي: چون همين تعداد هم براي سير كردن خانواده ام كافيه.
آمريكايي: اما بقيه وقتت رو چه كار مي كني؟
مكزيكي: تا دير وقت مي خوابم، يك كم ماهيگيري مي كنم، با بچ ههايم
بازي مي كنم، بعد مي رم تو دهكده مي چرخم. يه گيلاس مشروب مي خورم
و با دوستانم شروع مي كنيم به گيتار زدن و آواز خوندن و خوشگذروني.
خلاصه اين هم زندگي ماست.
آمريكايي: ببين من تو هاروارد درس خونده ام و مي تونم كمكت كنم. تو
بايد بيشتر ماهيگيري كني. اون وقت مي توني با پولش يه قايق بزرگتر
بخري. بعد با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم اضافه مي كني. اون وقت كلي
قايق براي ماهيگيري داري!
مكزيكي: خب بعدش چي؟
آمريكايي: به جاي اينكه ماهي ها رو به واسطه بفروشي، اونها رو مستقيمأ به
مشتري ها مي دي و براي خودت كار و بار درست مي كني... بعدش كارخونه
راه مي اندازي و به توليداتش نظارت مي كني... اين دهكده كوچك را هم
ترك مي كني و مي ري مكزيكوسيتي... بعدأ لوس آنجلس و از اونجا هم
نيويورك.... اونجاست كه دست به كارهاي مهمتري مي زني.
مكزيكي: اما آقا ! اين كار چقدر طول مي كشه؟ آمريكايي: پانزده تا بيست
سال!
مكزيكي: اما بعدش چي آقا؟
آمريكايي: بهترين قسمتش همينه: موقع مناسب كه گيرت اومد مي ري و
سهام شركتت رو به قيمت خيلي بالا ميفروشي! اين كار برايت ميليون ها
دلار عايدي داره.
مكزيكي: ميليون ها دلار!!! آه! خب بعدش چي؟
آمريكايي: اون وقت بازنشسته مي شوي! مي ري يه دهكده ساحلي كوچك،
جايي كه مي توني تا ديروقت بخوابي، يك كم ماهيگيري كني، با بچه هايت
بازي كني، بري دهكده و يه گيلاس مشروب بنوشي و تا ديروقت با
دوستات گيتار بزني و آواز بخوني و خوش بگذروني....
[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 5:53 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
[ دوشنبه پنجم دی 1390 ] [ 5:35 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
[ دوشنبه پنجم دی 1390 ] [ 2:22 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
بیماری لکه موجی سیب زمینی مهمترین بیماری قارچی این گیاه در استان خراسان می باشد و معمولاً نیاز به کنترل شیمیایی دارد. این بیماری معمولاً در محیط های دارای رطوبت بالا و یا در کشتهای با تراکم بالا بیشتر خسارت می زند. عدم کنترل این بیماری منجر به ریزش شدید برگها، کاهش تعداد و اندازه غده ها و کاهش محصول می گردد.
ادامه مطلب [ شنبه سوم دی 1390 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
تاجري پسرش را براي آموختن راز خوشبختي نزد خردمندي فرستاد . پسر
جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اينكه سرانجام به قصري زيبا بر
فراز قله كوهي رسيد. مرد خردمندي كه او در جستجويش بود آنجا زندگي
مي كرد.
ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 4:31 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
سوسکهاي حبوبات اکثراً حشراتی هستند کوچکتر از 5 میلی متر برنگ سیاه مایل به قهوه اي که بدنشان از قسمت جلو به عقب پهن تر می شود.
ادامه مطلب [ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 7:57 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
مردي با اسب و سگش در جاده اي راه مي رفتند. هنگام عبور از كنار درخت
عظيمي، صاعقه اي فرود آمد و آنها را كشت .
ادامه مطلب [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 7:4 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
كرمهاي سفيد ريشه Phyllophaga spp.
كرمهاي سفيد ريشه, لاروهايي درشت و خميده اي هستند به طول 50 ميليمتر با 3 جفت پاي سينه اي بلند. خسارت آنها مربوط به مرحله لاروي است كه با تغذيه از غده ها سوراخهايي در آن ايجاد مي كنند. بيشترين خسارت در مزارعي ديده ميشود كه قبلا مرتع بوده و يا مورد چراي دام واقع ميشده است.
كنترل: سيبزميني نبايد مستقيما" در مزارعي كه قبلا مرتع بوده و يا گراس داشته اند كاشته شود. انجام عملياتي نظير شخم عميق باعث قرار گرفتن لاروها در معرض عوامل نامساعد محيطي چون نور خورشيد، يخبندان، پرندگان شكاري و غيره گشته و در كاهش جمعيت آفت بسيار موثر است. اين آفت به راحتي توسط سموم شيميايي كنترل نمي گردد.
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 12:26 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
بید سیب زمینی یکی از مهمترین آفات سیب زمینی در اکثر کشورهای دنیا است. اين آفت اولین بار در سال 1364 در کرج مشاهده و گزارش گردید و هم اکنون در کلیه استانهای کشور پراکنده است
ادامه مطلب [ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 12:23 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
مردي خواب عجيبي ديد.
او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كارهاي آنها نگاه مي كند.
هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند
تند نامه هايي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند، باز م ي كنند و آنها را
داخل جعبه هايي مي گذارند.
ادامه مطلب [ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 6:6 بعد از ظهر ] [ احمد رحمانی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||